تبليغاتX
کیوسک

سلام دوستان

من برگشتم.

به امید خدا بعد از تعطیلات با دست پر در جمع شما عزیزان خواهم بود

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 14:5 | لینک  | 

  سعید از چنگال دژخیم آزاد شد

آزادی سعید حجاریان برگ برنده ای دیگر برای جنبش است.پروزه انتقام از سعید که از زمان سعید خان امامی کلید خورده بود و بعد از 12 سال سکوت امنیتی  با یک دستگیری بعد از یک نمایش مسخره اغاز شد.سعید در واقع متهم به خون سعید امامی است چرا که افشا گر جنایتهای وی بوده است.

بدانند که اصلاحات هم همچون سعید عزیز است که با اینکه مرگ را با تمام وجود لمس کرده است ولی هنوز زنده است و دشمنانش بشدت ازش در هراسند. حال همه می دانیم متن مزخرف منسوب به وی در بیدادگاه را از سعید بدانیم یا مجموعه مقالات کیان و بعد از ان در نشریات اصلاحات را.حتی اگر به فرض محال سعید واقعا نخواست با توجه به شرایط خودش و سعید سابق باشد اندیشه ها و راهکارهایش همچنان برای دوستداران وطن و اصلاحات رهگشا خواهد بود.

 

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 11:37 | لینک  | 

روز قدس روز مبارزه با استکبار

کمی بیش از سه ماه از انتخابات می گذرد و در این مدت ایران عزیز روزهای تلخ و شیرین زیادی را پشت سر گذاشته است.از دستگیریهای گسترده فعالین سیاسی گرفته تا مردم عادی و حتی رهگذران از معابری خاص و راهپیمائیهای پر غرور.حکومت پس از انتخابات بقول خودش حماسی خیلی سریع دست به اقدامات ترعیبی زد .برای ترعیب و تهدید معترضین به نتیجه انتخابات از هیچ کاری هم فروگذاری نکرد.کشته شدن تعدادی از دستگیر شدگان پس از انتخابات در زندانها از جمله مرحوم روح الامین و دیگران و دادگاههای نمایشی دال بر این مدعاست.همه این کارها صورت گرفت تا معترضین دست از اعتراض بردارند و در این میانه صدا و سیمای میلی هم بیکار ننشست و با تمام توان و با استفاده از هر ابزاری (که ماکیاولی اگر زنده بود به خودش به خاطر گسترش ایده توجیه وسیله بوسیله هدف خود لعنت می فرستاد) سعی در اقناع مردم بر درستی انتخابات و پر خطر بودن اعتراض نمود.منویات مقام رهبری و البته سخنرانیهای فرماندهان نظامی و رهبران غیر نظامی نیز در همین راستا قابل بررسی می باشد.

اما روز قدس که روز مبارزه با استکبار از نوع جهانی اش از طرف حضرت امام (ره) نامگذاری شده است معنای دیگری داشت.راهپیمائی گسترده معترضین بویژه در تهران که حضوری الحق میلیونی بود و درمسیرهای مشخص شده از طرف حکومت حضور داشتند پیامی مهم برای حاکمان داشت .انشائ الله که در نظر آید.

                                    ************************************

یکی از متفکرین غربی می گوید:

در یک مبارزه طرفی پیروز است که بتواند طرف مقابل خود را بترساند. این فیلسوف در ادامه به جزئیات عملکردی طرف مرعوب می پردازد.من هر چه در حوادث پس از انتخابات در ایران دقیق می شوم  بیشتر  عینیت جزئیات مورد اشاره ایشان را پیدا می کنم. 

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 8:10 | لینک  | 

حکومت علوی

 مخالفان حکومت علوی در زمان امام علی (ع) در واقع مخالفان عدالت و برابری بودند.هر سه دسته از مخالفان امام در یک نقطه واضح شباهت رآی داشتند و آن عدالت و عدل علی بود و همه آنها یکدل و یک رآی بوده و قسم خورده بودند که نگذارند عدل علی پایه ریزی ثابتی داشته و گسترش یابد چرا که بقا و وجودشان در حکومت ناعادلانه بود.

اینکه مخالفان دولت احمدی نژاد  با مخالفان حکومت امام علی آنهم از طرف عالیرتبگان دینی و سیاسی مقایسه شوند جای حرف زیادی دارد . حکومت فعلی مثل حکومت علوی است پس مدارای علی با مخالفان را در کجای این حکومت جستجو کنیم ؟ در کهریزک و پاسارگاد و اوین و بیدادگاههای نمایشی- تلویزیونی و ریختن به ناخق آبروی دلسوزان جمهری اسلامی واقعی قبل از حتی اثبات ظاهری و نمایشی اتهامهایشان ؟

اینکه درخواست دلجوئی از آسیب دیدگان حوادث حق جویانه و حق طلبانه را با جملات آتشین و سرشار از کینه و تهدید و ترعیب آنهم از تریبونهای مقدس جواب دهیم با ماجرای امام علی و  خلخال و پای زن یهودی سنخیت دارد؟

اما در بازگشت به بند اول باید یادآور شد که مخالفان دولت فعلی مخالفان عدالت علوی نیستند بلکه بر عکس در حسرت آن عدلند و به دنبال حق پایمال شده خویشند  و امیدوار به انصاف و عدالت از طرف مسئولین قضا و آقایان عدالت محور و اصلا به کل عدالت پرورند.  

 

 

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 11:52 | لینک  | 

چند سال پیش در سمیناری که در یکی از دانشگاههای بین المللی با عنوان جهان سوم و رموز توسعه نیافتگی برگزار شده بود یکی از اساتید مطرح در زمینه توسعه کشورهای جهان سوم در مقاله خود یکی از عوامل بسیار مهم توسعه نیافتگی جهان سوم را عدم توجه به رشته های نظری و علوم انسانی عنوان کرد .البته مقاله دیگری نیز ارائه شد مبنی بر اینکه در ایران برخلاف دیگر کشورها روز به روز توجه بیشتری نسبت به علوم نظری و انسانی میشود و دلیل مدعا هم تعداد متون و کتب و مقالات علمی ترجمه شده در ایران در طول سالهای ۷۶ ال ۸۲ بود.که مورد قبول اساتید حاضر هم واقع شد.

اما اتفاقی که اکنون بعد از ۴ سال رکود مطلق در زمینه ترجمه و تآلیف مقالات نظری افتاده متآسفانه محاکمه این علوم در یکی از همین سریالهای نمایشی و اتفاقا از زبان یکی از معتقدترین افراد به این علوم در زمینه توسعه (دکتر سعید حجاریان) بود.مبنی بر اینکه این علوم پایگاههای اعتقادی افراد نسبت به نظام را متزلزل و مبانی اعتقادات دینی آنها را سست میکند.

اتفاق جالب و بسیار تآمل برانگیز دیگری که در همین راستا افتاد بیانات مقام رهبری در دیدار با دانشگاهیان بود که فرمودند:علوم انسانی در اعتقادات دینی افراد تشکیک ایجاد می کند . این موضوع قطعا موجب تدوین برنامه های جدید در زمینه این علوم خواهد شد که به نظر نگارنده در واقع فاتحه آن را باید خواند که خود باعث زوال تمام تئوریهای مربوط به :دین- سیاست- روابط بین الملل- حقوق شهروندی -حقوق انسانی- ساختهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی-جامعه شناختی- توسعه در همه زمینه های زیر ساختی که نیازمند نظریه و تئوری است و......... و در کل عقب افتادگی مجدد خواهد شد.

راستی شما فکر میکنید چه رابطه ای بین بیانات مقام رهبری و متن اعتراف نامه منسوب به دکتر حجاریان در قسمت ۴ سریال نمایشی وجود دارد؟    

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 9:45 | لینک  | 

راستی چی شد؟

قاضی سعید مرتضوی طی حکمی یکی از ۶ معاون دادستان کل کشور شد.

به ظاهر قاضی سمت بالاتری گرفت ولی طبق نظام تصمیم گیری قوه عدلیه مرتضوی دیگر توان تصمیم گیری در مورد امور مربوط به تهران را ندارد.

البته به نظر می رسد خوشحالی اهالی مطبوعات و سیاست به یک روز هم قد نداد .

من که هنوز متوجه نشده ام چه کسی از ایشان حمایت میکند که با وجود اینکه یکی از شروط اصلی پذیرش سمت توسط آقای لاریجانی برکناری مرتضوی بود بازهم مجبور به دادن سمتی به وی شد شما چی؟

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدند آقای مرتضوی؟ 

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 7:58 | لینک  | 

دوستان قاضی مرتضوی هم رفت.(قابل توجه دیگرانی که فکر میکنند تا ابد در قدرت ماندنی اند)

این روزها متعلق به آقای مرتضوی هستند البته اشتباه نشه منظورم سعید مرتضوی است نه بیژن.

اسم قاضی مرتضوی گره خورده است با واژه هایی مثل توقیف و تعطیلی و بیکاری و حبس.قاضی وقتی در مسند قضاوت بود انصافآ لرزه بر اندام هر نشریه و فعال سیاسی منتقد سیستم می انداخت و درست وقتی بر علیه ایشان مدعاهایی مبنی بر استفاده نا مشروع از قدرت و موقعیت مطرح شد ارتقائ مقام پیدا کرده و سمت خطیر دادستانی عومی و انقلاب تهران را بر عهده گرفت و عملا با این امر جزیره ای مستقل از قوه عدلیه در درون آن ایجاد کرد که به آن پاسخگو نبود. و دلیل این مدعا ماجرای سردار زارع بود که عنوان شد وقتی خبر ارتباط وی با خانمهای بدکاره به گوش رئیس وقت قوه عدلیه رسید سریعا دستور بازداشت شبانه وی را صادر کرد و خواستار محاکمه فوری وی شد اما گویا وقتی خبر به گوش قاضی معروف و در واقع رهبر جزیره فوق الذکر رسید با توجه به اینکه اعلام شد با او ارتباط دوستی داشته است پرونده مسیر دیگری غیر خواست رئیس را طی کرد.به یاد حرفهای قاضی میافتم که می گفت این آقا در تحقیر کسانی که به تشخیص خود به زندان آورده است از هیچ کاری فرو گذاری نمی کند.(منظور از قاضی در جمله آخر خانم فرشته قاضی خبرنگار ی که در زندان مرتضوی اسیر بوده است میباشد.)نام قاضی مرتضوی البته با پرونده مرحوم زهرا کاظمی جهانی هم شد و در واقع در آن موقعیت هزینه بسیاری را به نظام تحمیل کرد و به نظر نگارنده در آن برهه از زمان ایران را در عرصه های بین المللی به شدت در موضع انفعالی قرار داد و البته در داخل آب از آب تکان نخورد.ولی موردی که نام وی را به معدود نامهای ایران در عرصه سیاسی و قضایی تبدیل کرد حوادث بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری و دستگیری ها و البته اعتراف گیری از بازداشت شدگان و در آخر کیفر خواستی بود که در بیدادادگاه چهارم قرائت شد.این کیفر خواست و اعترافاتی که از زبان بازداشت شدگان شنیده شد تقریبا برای همه علاقه مندان به نظام و مردمی که دوستدار ایران هستند تازگی نداشت و بارها و بارها از تریبونهای رسمی و غیر رسمی بیان شده بود و افرادی با سمتهای گوناگون رسمی و غیر رسمی بر آن تآکید کرده بودند که از جمله آنها روزنامه های کیهان و ایران و وطن و جوان و البته نهادهای رسمی دیگر و نیز از تریبون مقدس نماز دشمن شکن جمعه را می توان نام برد.

راستی بلآخره شما فهمیدید ایشان (فاضی مرتضوی) از چه شخص یا نهادی دستور می گرفت که این همه قدرت گرفته بود؟   

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 8:38 | لینک  | 

 

در ۱۳ اوت سال ۱۹۳۳ یکی از اعضای فرماندهی ارتش سرخ خدمت

 استالین رسید و گفت :

رفیق استالین پیپ شما را دیروز جهت سفارش ساخت شبیه ان از روی

 میزتان برداشته بودم که امروز پس آوردم. رفیق استالین در جواب گفت :

 رفیق دیر گفتی چرا که دیروز بعد از ظهر ۵ نفر بخاطر عدم

اقرار کشته و ۷ هفت نفر به سرقت آن اعتراف کردند.

 

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 10:41 | لینک  | 

سیاست خارجی سبز

دوستان بدلیل غیبت صغری عذرخواهی می کنم

در این چند روز گذشته بسیار در سیاست خارج جمهوری اسلامی در چهار سال گذشته تآمل کرده ام و فی الواقع کمتر نکته مثبتی مشاهده کرده ام.

رفتار کشورهای خارجی علی الخصوص کشورهای حوزه غرب با ایران نیز در این چهار سال گذشته بسیار تآمل برانگیز بوده است از گرفتن امتیازات فراوان بجهت مناقشات بین المللی از ایران گرفته تا وجه المصالحه قراردادن آن در چالشهای خود در این بین دیده می شود.و همه اینها نشان می دهند که هیچ کشوری سر منافع ملی خود مدارا نمی کند( البته استثنائاتی هم در جهان سوم بجهت حفظ قدرت و حکومت میتوان دید) و از اینرو نمی توان خیلی دل بست به کمکهای انسان دوستانه آنها که البته آن هم در راستای منافع خودشان تعریف و باز تعریف می شود.ولی راهی که اکنون جنبش سبز می تواند در این برهه زمانی بسیار حساس در آن قرار گیرد تقویت طرفداران متنفذ و سرشناس غرب نشین خود از طریق دادن اطلاعات کافی در خصوص کنشهای بسیار دور از شآن انسانی حکومت و مهمتر از آن اعلام رسمی این موضوع می باشد که هرگونه تعامل و همکاری از جانب کشورهای دنیا که داعیه انسان دوستی و حقوق بشر و دموکراسی دارندبا حکومت  حاکم بر ایران که جمهوری اسلامی را به گروگان گرفته اند از جانب ملت ایران کان لم یکن تلقی شده و از درجه اعتبار ساقط است.

البته شاید این امر هیچ ضمانت اجرائی بنظر آنها نداشته باشد ولی اعلام رسمی از جانب رهبران جنبش سبز می تواند بمنزله اعلام نظر اکثریت قاطبه مردم بوده و این کشورها را در رسیدن به منافع حداکثری خود در این مرز و بوم با مشکلات جدی مواجه کند.البته شایان ذکر است که اغلب این کشورها به دنبال منافع بلند مدت خود در ایران هستند و از آنجائیکه موضع بسیار قوی منتقدین دولت فعلی را به خوبی درک می کنند انتظار میرود این راهکار موثر واقع شده و جنبش را در رسیدن به هدف خود که اجرای کامل قانون اساسی و نیز آزادسازی جمهوری اسلامی است یاری کند.  

 

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 16:44 | لینک  | 

هیلاری کلینتون:در صورت رسیدن تهران به نقطه برگشت ناپذیر هسته ای همسایگان ایران را مسلح می کنیم

ایالات متحده اعلام کرده است که همسایگان ایران را مسلح کرده و چتر حمایتی خود را بر آنها خواهد گشود.بنظر نگارنه این جملات تنها یک معنی دارند ادامه استراتژی اصلی آمریکا یعنی منطقه ای کردن مسئله هسته ای ایران.

یکی از نظریه پردازان و در واقع سیاستمداران بزرگ آمریکا (آقای کیسینجر) در سال ۲۰۰۵ گفته بود که در دو دهه آینده کشوری خواهد توانست بر دنیا سیطره داشته باشد که بتواند بر منابع نفتی دنیا مسلط باشد.از اینرو حضور و وجود یک ایران قوی و یاغی در منطقه بسیار حساس خاورمیانه در واقع خواست اصلی ایالات متحده می تواند باشد.البته شاید به نظر برسدکه همراهی ایران با آمریکا در سیاستهای منطقه ای آمریکا را رراحتتر به منافع اصلی اش و فی الواقع تسلط بر منابع انرژی منطقه می رساند اما بنظر من همراهی ایران با آمریکا یعنی نزدیک شدن اعراب به روسیه و یا در بهترین شرایط به اروپا می باشد.و از آنجائی که منابع انرژی در آنها به مراتب بیشتر از ایران است  از طرفی و کاهش ذخایر نفت و افزایش مصرف انرژی در داخل ایران از طرف دیگر محدودیتهای قابل ملاحظای را برای شرکای اقصادی ایران بوجود خواهد آورد و لذا آمریکا ترجیح می دهد نفت و گاز ایران را بصورت غیر مسقیم در یافت کند که این خود بخود مزایایی را برایش به دنبال خواهد داشت:

۱-اعراب و کشورهای منطقه و حاشیه خلیج فارس با توجه به اختلاف دیرینه خود با ایران خود بخود به سمت آمریکا کشیده شده و منافع آمریکا را در منطقه که همان تسلط بر منابع انرژی و نفوذ در سیاستگذاری تولید و فروش ان است تآمین می کند

۲- کارخانه های تسلیحاتی آمریکا تنها در صورتی می توانند قراردادهای سنگین فروش تسلیحات نظامی با  اعراب امضا کنند که یک دشمن قوی و بالقوه در کنار آنها حضور داشته باشد که برای اثبات ان می توانید به قراردادهای سالهای اخیر عربستان ُ امارات متحده عربی -ُ بحرین- اردن- کویت و... نگاه کنید. 

۳- یکی از دلایل حضور نظامی آمریکا درمنطقه که در واقع برای حفظ هژمونی خود در دنیا است و خوب میداند که این هژمونی بدون تحقق نظر کیسینجر که در بالا عنوان شد به خطر افتاده و قطبهای دیگری از جمله اعضای پیمان شانگهای و اتحادیه اروپا در صدد تعدیل هژمونی و ابرقدرتی آمریکا و ایجاد نظم جدید چند قطبی در نظام بین الملل هستند ایران یاغی و تهدید کننده امنیت جهانی است. و وجود یک ایران قوی و یاغی فی الواقع این امکان را برای آمریکا بوجود می آورد .

۴- هیچ کشوری دوست ندارد دوستانش آنقدر قدرت بگیرند که به یک رقیب بالقوه در آینده تبدیل شوند.ایرانی قوی و یاغی میتواند اسرائیل را در منطقه کنترل کرده و او را تهدید کرده و فی الوافع این کشور را حداقل برای مدتی که ایران هست وابسته مطلق آمریکا نگه داشته و منافع آمریکا را در منطقه که در واقع حفظ هژمونیش می باشد تآمین کند

۵- حضور ناوها - سپرهای موشکی - زیر دریائیها - پایگاههای نظامی در نزدیک مرزهای روسیه و چین که نیاز ضروری آمریکا در کنترل این دو کشور و حفظ ابر قدرتی اش است تنها به بهانه وجود ایرانی قوی و یاغی در منطقه می باشد. و در واقع اظهار نظر اخیر کلینتون مبنی بر گشودن چتر حمایتی آمریکا بر سر کشورهای همسایه ایران تکمیل سپرهای موشکی و افزایش پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه برای کنترل کشورهای منطقه و جلوگیری از دشمن اصلی آمریکا در زمان حاضر یعنی تروریزم می باشد.

قابل ذکر است که وجود یک ایران قوی و یاغی برای آمریکا بسیار حیاتی در منطقه محسوب می شود اما یک ایران اتمی تمامی معادلات منطقه را بهم ریخته و دوستان فعلی آمریکا در منطقه را مجبور به پیروی از سیاستهای خود خواهد کرد که این خود برای آمریکا یعنی خطر از دست دادن تسلط بر منابع انرژی در آینده و باز نظر کیسینجر یعنی از دست دادن قدرت هژمونیک و ابر قدرتی دنیا در دو دهه آینده خواهد بود. که بنظر می رسد آمریکا با تمام توان جلوی آنرا خواهد گرفت.

نتیجه:تمام تلاشهای ایران در مقابله با منافع آمریکا و در واقع ضدیت با آن کشور یعنی تآمین تقریبآ تمامی منافع آن در منطقه می باشد       

نوشته شده توسط مهدي در ساعت 12:41 | لینک  |